سفارش تبلیغ
صبا ویژن

در این درگه که گه گه که که که که شود ناگه

مشو غره به امروزت زفردا را نه ای آگه

 

دنیا همه هیچ و مال دنیا همه هیچ

ای هیچ برا هیچ در هیچ مپیچ

 

هر که باشد نظرش در پی ناموس کسی

پی ناموس وی افتد نظر بولهوسی

 

پدرم گفت که ای دخت نکو بنیادم

زلف بر باد مده تا ندهی بر بادم

 

یادمان باشد از امروز خطایی نکنیم

گر چه در خویش شکستیم صدایی نکنیم

دل عشاق شکستن هنر انسان نیست

گر شکستیم زغفلت من ومایی نکنیم

یادمان باشد اگر شاخه گلی را چیدیم

وقت پرپر شدنش ساز و نوایی نکنیم

یادمان باشد اگر خاطرماتن تنها شد

طلب عشق ز هر بی سر و پایی نکنیم

 

دلخوش ازآنیم که حج میرویم

غافل از انیم که کج میرویم

کعبه به دیدار خدا میرویم

او که همینجاست کجا میرویم

دین به خدا جز به دل پاک نیست

رستن غم از دل غمناک نیست

دین که به تسبیح و سر و ریش نیست

هر که علی گفت که درویش نیست

 

بشوی اوراق اگر همدرس مایی

که درس عشق در دفتر نباشد

 

تو را با تیشه عشقم کنار مرمر قلبم تراشیدم

از آن پس من تو را چون بت پرستیدم چرایش را نمیدانم

 

نامدگان و رفتگان از دو کرانه زمان

ای که نهان نشسته ای باغ درون هسته ای

سوی تو می دوند هان ای تو همیشه در میان

هسته فرو شکسته ای کاین همه باغ شد روان

در چمن تو می چرد آهوی دشت آسمان

آه که می زند برون از سر و سینه موج خون

گرد سر تو می پرد باز سپید کهکشان

من چه کنم که از درون دست تو می کشد کمان

هر چه به گرد خویشتن می نگرم در این چمن

پیش وجودت از عدم زنده و مرده را چه غم

آینه ضمیر من جز تو نمی دهد نشان

کز نفس تو دم به دم می شنویم بوی جان

ای گل بوستان سرا از پس پرده ها درآ

پیش تو جامه در برم نعره زند که بر درم

بوی تو می کشد مرا وقت سحر به بوستان

آمدنت که بنگرم گریه نمی دهد امان


   مدیر وبلاگ
خبر مایه
آمار وبلاگ

بازدید امروز :3
بازدید دیروز :52
کل بازدید : 715470
کل یاداشته ها : 160


طراحی پوسته توسط تیم پارسی بلاگ